نماز جماعت از نگاه روایات

نماز جماعت از نگاه روایات

علت نماز جماعت 
 

عن الرضا - علیه السلام -:انما جعلت الجماعة لئلا یکون الاخلاص و التوحید و الاسلام و العبادة لله الا ظاهرا مکشوفا مشهورا؛ نماز جماعت قرار داده شده است ، تا اخلاص و یگانگى و اسلام و عبادت براى خداوند آشکار، باز و ظاهر باشد.
(وسائل الشیعه ، ج 5، ص 372. بحارالانوار، ج 88، ص 12) 
 

ثواب پشت سر عالم 
 

قال رسول الله - صلى الله علیه وآله - :من صلى خلف عالم فکانما صلى خلف رسول الله ؛ کسى که پشت سر عالم نماز به جا آورد، مانند کسى است که پشت سر پیغمبر خدا نماز خوانده است .
(بحارالانوار، ج 88، ص 119) 
 

صف جهاد و صف جماعت 
 

قال ابوالحسن موسى بن جعفر - علیه السلام -:ان الصلوة فى الصف الاول کالجهاد فى سبیل الله - عز و جل - ؛
نماز خواندن در صف اول ، مانند جهاد در راه خداست .
(وسائل الشیعه ، ج 5، ص 387) 
 

لبیک به اذان نماز 
 

قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:اذا سمعت الاذان فات ولو حبوا؛
هنگامى که اذان نماز را شنیدى ، هرچه سریعتر به مسجد بیا، گرچه سینه خیز باشد.
(کنزالعمال ، ج 7، ص 548) 
 

عذاب دنیوى براى تارک نماز جماعت 
 

قال الصادق - علیه السلام -:ان قوما جلسوا عن حضور الجماعة فهم رسول الله - صلى الله علیه وآله - ان یشعل النار فى دورهم حتى خرجوا و حضروا الجماعة مع المسلمین ؛
عده اى در هنگام وقت نماز جماعت مى نشستند (و به نماز جماعت حاضر نمى شدند) پیامبر اسلام تصمیم گرفت که خانه هاى آنها راآتش بزند تا از منازلشان بیرون آمده و در جماعت مسلمین حاضر شوند.
(بحارالانوار، ج 88، ص 16) 
 

نماز جماعت در صبح 
 

قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:لان اصلى الصبح فى جماعة احب الى من ان اصلى لیلتى حتى اصبح ؛
اگر نماز صبح را به جماعت بخوانم ، در نظرم محبوبتر از عبادت و شب زنده دارى تا صبح است .
(کنزالعمال ، ج 8، حدیث 22792) 
 

فضیلت نماز جماعت 
 

قال رسول الله - صلى الله علیه وآله - :صلاة الرجل فى جماعة خیر من صلاته فى بیته اربعین سنة . قیل : یا رسول الله !صلوة یوم ؟ فقال : صلوة واحدة ؛
نماز خواندن انسان در جماعت بهتر است از نمازى که چهل سال در خانه خوانده شود. عرض کردند: یا رسول الله ! نماز یک روز؟ حضرت فرمود: بلکه یک نماز.
(وسائل الشیعه ، ج 5، ص 374) 
 

اخطار پیامبر و ترک نماز جماعت 
 

قال الصادق - علیه السلام -:هم رسول الله - صلى الله علیه وآله - باحراق قوم فى منازلهم لایصلون بالجماعة ؛
حضرت پیغمبر (ص ) خواست خانه ها را بر قومى که در منازل خود نماز مى گزاردند و به جماعت حاضر نمى شدند، بسوزاند.
(لئالى الاخبار، ج 4، ص 205) 
 

بى اعتنایى به نماز جماعت 
 

عن ابى جعفر - علیه السلام - قال : قال على - علیه السلام -:من سمع النداء فلم یجبه من غیر علة فلا صلاة له ؛
هرکس که صداى اذان جماعت را بشنود و بدون هیچ عذرى پاسخ ندهد، نماز ندارد (نمازش مقبول نیست ).
(وسائل الشیعه ، ج 5، ص 375) 
 

برائت از آتش دوزخ و نفاق 
 

قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:من صلى اربعین یوما جماعة یدرک التکبیرة الاولى ، کتب له برائتان برائة من النار و برائة من النفاق ؛
کسى که نماز خود را با جماعت و با درک تکبیر اول نماز، چهل روز انجام دهد، خداوند دو برائت را براى او مقرر مى سازد:
1 - برائت از آتش دوزخ .
2 - برائت از نفاق .
(بحارالانوار، ج 88، ص 4) 
 

منبع: سایت اندیشه قم

فلسفه نماز جماعت

فلسفه نماز جماعت

نماز جماعت، اهمیت و آثار آن

مقدمه:
نماز یک عبادت ریشه دار وعمیق مى باشد که در همه ادیان بوده وشاید کمتر دینى در این دنیا موجود باشد که نماز در آن نباشد(1 ). در قران کریم وسنت مبارکه پیامبر(ص) به نماز- که یک اصل با ارزش وعبادت مهم وازفروع دین مى باشد- تاکید فراوان شده است واز ترک آن مسلمین را به سختى بر حذر داشته است. نماز در حقیقت ستون وپایه دین مقدس اسلام(2 ) و کلید بهشت است وازجمله شایسته ترین اعمال در نزد پروردگار به حساب مى آید. خداونددر سوره طه مى فرماید" به یقین من خداوندی هستم که معبودى جز من وجود ندارد، پس مرا پرستش کن ونماز را براى ذکر من برپاى دار".* خداوند سبحان التزام به امر مهم را در همه حال ودر همه رخدادهای زندگى مورد تاکید قرار داده است. اسلام وظیفه هر مسلمان را تنها در این خلاصه نکرده که به صورت انفرادى در هر جایى وبدور از نماز اجتماع مسلمین یا محیطى که در آن زندگى مى کند به انجام نماز بپردازد، بلکه به طور جدى به انجام وظیفه الهى نماز به صورت جماعت بویژه در مساجد با دیگربرادران دینى فراخوانده است. بنا براین اسلام برگزارى نمازهاى پنجگانه را به صورت جماعت در مساجد به این دلیل لازم دانسته که مساجد علاوه بر این که پایگاه تجمع مسلمین مى باشد محلى است که مى توان دیگر مشکلات جامعه اسلامى از قبیل مسایل اجتماعى، اقتصادى، اخلاقى وغیره را مطرح کرد ودرمورد آنها سخن گفت وبراى حل آنها اقدامات لازم را بعمل آورد. باز مى بینیم که بر مسلمین لازم شده است که به طور وسیع ترى هفته اى یک بار در نماز جمعه شرکت کنند. خداوند در این باره چنین فرموده است: اى کسانیکه ایمان آورده اید هر گاه براى نماز در روز جمعه فرا خوانده شدید پس بسوى یاد خدا بشتابید وهر معامله اى را ترک کنید، این براى شما بهتر است اگر بدانید"(3 ). واز رسول اکرم (ص) نیز روایت است که فرموده اند: هر کس سه نماز جمعه را بدون عذر واز روى سستى وسهل انگارى ترک نماید ، خداوند بر دلش مهر مى زند".این اجتماع بزرگ هفتگى در بردارنده نکات آموزشى فراوان بوده، در حقیقت تجدید پیمان واحیاى حس برادرى وبرابرى واستحکام بخشیدن وحدت میان مسلمین واظهار قدرت وقوت مى باشد تا به دشمنان اسلام نشان دهند که چگونه در صفوف مرصوص ودوشادوش یکدیگر آماده دفاع ازکیان وشأن وشوکت اسلام وآئین اسلام هستند.دراین نوشتار،بطورمختصر اهمیت وآثارنمازجماعت بیان می شود.

 


                                                    
پى‏نوشتها:
1 - آیات زیادی مبین این موضوع است(بقره 2 ،3 ،37 ،اسراء78 ،ابراهیم 37 و40 ،مریم55 و31 و30 ،آل عمران 38 و39 ،انبیاء 72 و73 ،یوسف33 ،هود87 ،طه 14 ،ص 31 -33 ،لقمان 17 ،صافات 143 و144 ،
2 - حدیث پیامبراکرم(ص):« الصلوة معراج المؤمن- الصلوة عمودالدین»
3 - سوره جمعه آیه 9
4 - نماززیباترین الگوی پرستش، تالیف غلامعلی نعیم آبادی ص 113
5 - http://www.namaz-defa.ir/content/view/7/1/
6 - «واقیموالصلوة واتواالزکاة وارکعوامع الراکعین» سوره مبارکه بقره آیه 43
7 - رساله نوین امام خمینی ج1 ص 155
8- وسائل،ج 5 ص 375،کنز العمال،ج 8 حدیث 22799.
9- من لا یحضره الفقیه،ج 1 ص 377.
10- مستدرک الوسائل،ج 1 ص 488.
11- کنز العمال،ج 8 حدیث 22815 از پیامبر اسلام(ص).
12- کنزالعمال،ج 8 حدیث 22818 و 22827.
13- کنزالعمال،ج 8 ص 258.
14- مستدرک الوسائل،ج 1 ص 487،رساله حضرت امام،مسئله 1400.
15- مستدرک الوسائل،ج 1 ص 488.
16- کنزالعمال،ج 8 ص 256.
17- و اذا قاموا الى الصلوة قاموا کسالى(نساء،آیه 142).
18-و 19 مستدرک الوسائل،ج 1 ص 488.
20- مستدرک الوسائل،ج 1  ،ص 689،وسائل،ج 5 ص 373. *سوره حجر-94
21- سفینة البحار،ج 1،جماعت.
22- کنز العمال،ج 8 حدیث 22792.
23و 24 توضیح المسائل امام(ره)مسئله 1400.و1402
25- وسائل،ج 5 ص 377.
26- کنزالعمال،ج 8 ص 255.
27 -(امالی شیخ صدوق،ص290)
28 - سایت اطلاع رسانی دارالقرانhttp://www.namaz-defa.ir/content/view/7/3/
29 - http://qaraati.net/library/show.php?bn=8&start=54137

 


*اهمیت و فایده های نمازجماعت


  آئین اسلام،از ابعاد اجتماعى مهمى برخوردار است و با عنایت‏به‏برکات آثار وحدت و تجمع و یکپارچگى،در بسیارى از برنامه‏هایش‏بر این بعد،تکیه و تاکید کرده است. یکی ازراه هاوروشهای بسیارمؤثربرای گسترش وتعمیق فرهنگ نمازدرجامعه ،اقامه نمازجماعت است.اصولاًروح جمعی، روح خاصی است.نمازجماعت دارای آثارارزنده ای است.نمازجماعت درمیان مسلمانان،ایجادالفت می کندوباعث تعمیق آن می گردد.این نمازسندانسجام مسلمانان وتبلورانضباط آنهاست ونمونه ارزنده ای ازهماهنگی مسلمانان می باشد.علاوه براین گونه آثاروبرکات ،نقش والای نمازجماعت دراقامه نماز،قابل توجه وعنایت است.بطورقطع یکی ازراههایی که درجامعه ،به نمازجان تازه می بخشدوبه آن قدرت وحاکمیت می دهد،نمازجماعت است.نمازجماعت مایه عظمت اسلام است وبه همین خاطرموردتاکیدقرارگرفته است(4 ). برگزارى نمازهاى روزانه واجب نیز به صورت جماعت و گروهى،یکى از این برنامه‏هاست.
نمازجماعت به مثابه اقیانوسی از انسانهای خداجوی می باشدکه همچون قطره هایی پاک به هم می پیوندند.نمازجماعت،برنامه ی بندگی ومیدان دلدادگی دلهای حق جومی باشد. جمعه وجماعت،«اهرم قدرت وعزت»مسلمانان است.نمازجماعت،دلها را یکی،اندیشه ها را زلال،امید راافزون،عشق ودوستی را جهت دار،جهتها راخدایی وزندگی را ازتشتت وزشتی پاک میسازد.نمازجماعت،"محور ووحدت"و"معیارمحبت"است ( 5 ).ازآنجاکه دین اسلام دین اجتماعی ودین توحیدوهمبستگی است برای نمازجماعت اهمیت بسیارقائل شده است. درقران مجید نیز به آن سفارش شده است(6 ).نمازجماعت دراسلام مظهریگانگی وبرادری ومهروالفت است وبی آنکه کسی عهده دارنظم آن باشدخود،دارای روح انضباط وترتیب است(7 ).روایات زیادی درموردعظمت این فریضه مهم وجودداردکه به چندمورداشاره میگردد:
از رسول خدا(ص)نقل شده که:«من سمع النداء فلم یجبه من غیرعلة فلا صلاة له‏» (8) نماز کسى که صداى اذان را بشنود و بى دلیل،در نماز جماعت‏مسلمانان شرکت نکند،ارزشى ندارد.
در حدیث،تحقیر نماز جماعت،به منزله تحقیر خداوند بشمار آمده‏است:«من حقره فانما یحقر الله‏» (9) شرکت دائم در نماز جماعت،انسان را از منافق شدن بیمه مى‏کند. (10) و براى هر گامى که به سوى نماز جماعت و مسجد برداشته شود،ثواب‏و حسنه در نظر گرفته شده است. (11) همین که کسى براى شرکت در نماز جماعت از منزل خارج‏مى‏شود،یا در مسجد،در انتظار نماز جماعت‏به سر مى‏برد پاداش کسى‏را دارد که در این مدت،به نماز مشغول بوده است. (12) تعداد حاضران در نماز جماعت،هر چه بیشتر باشد،پاداش آن بیشتراست.این کلام رسولخداست که فرمود:«ما کثر فهو احب الى الله‏» (13) حدیث جالبى در بیان فضیلت نماز جماعت است که قسمتى از آن‏در رساله‏هاى عملیه هم ذکر شده است.ترجمه تمام حدیث چنین است:
اگر اقتدا کننده 1 نفر باشد،پاداش 150 نماز داده مى‏شود.
اگر اقتدا کننده 2 نفر باشد،پاداش 600 نماز داده مى‏شود.
اگر اقتدا کننده 3 نفر باشد،پاداش 1200 نماز داده مى‏شود.
اگر اقتدا کنندگان و امام جماعت‏به 10 نفر رسیدند،پاداش‏72800 نماز دارد.
ولى،همین که عدد افراد از ده نفر گذشت،حساب آنرا جز خداکسى نمى‏دانداگرتمام آسمانهاکاغذودریاهامرکب ودرختهاقلموجن وانس وملائکه نویسنده شوند؛نمی توانندثواب یک رکعت آن رابنویسند (14). در حدیث دیگر است:هر که نماز جماعت را دوست‏بدارد،خدا وفرشتگان او را دوست مى‏دارند. (15) در زمان پیامبر(ص)هرگاه افراد نماز جماعت کم مى‏شدند،آنحضرت به جستجو و تفقد از افراد مى‏پرداخت و مى‏فرمود:شرکت درنماز صبح و عشاء،بر منافقان از هر چیز سنگین‏تر است. (16) قرآن نیز،از اوصاف منافقان،بى حالى و کسالت هنگام نماز را بیان‏کرده است. (17 )چرا که سحر خیزى و حضور در جماعت مسلمین،آن هم ازراه‏هاى دور و در گرما و سرما،نشانه صداقت در ایمان و عشق نمازگزاراست.
رسول خدا(ص)در باره اهمیت نماز جماعت،فرمود:
«صلاة الرجل فى جماعة خیر من صلاته فى بیته اربعین‏سنة.قیل:یا رسول الله!صلاة یوم؟ فقال(ص):صلاة‏واحدة‏» (18) یک نماز با جماعت،بهتر از چهل سال نماز فرادى در خانه‏است. پرسیدند:آیا یک روز نماز؟فرمود:بلکه یک نماز.
و مى‏فرمود:صف‏هاى نماز جماعت،همانند صف‏هاى فرشتگان درآسمان چهارم است. (19) اولین نماز جماعتى هم که بر پا شد،به امامت رسول خدا و شرکت‏حضرت على(ع)و جعفر طیار(برادر حضرت على(ع))بود.همین که‏ابوطالب،فرزندش على(ع)را دید که به پیامبر اقتدا کرده،به فرزنددیگرش جعفر گفت:تو نیز به پیامبر اکرم اقتدا کن و این جماعت دو سه‏نفرى،پس از نزول آیه «فاصدع بما تؤمر*» بود،که فرمان به علنى ساختن‏دعوت و تبلیغ مى‏داد. (20)

 
*آثار نماز جماعت :

بر پایى فریضه‏هاى دینى به صورت دسته جمعى،علاوه بر پاداش‏هاى فراوانى که دارد،در زندگى فردى و اجتماعى امت مسلمان نیز،آثارمثبت و فراوانى دارد که به برخىازآنها بیان می گردد:


1- آثار معنوى نمازجماعت
بزرگترین اثر معنوى نماز جماعت، پاداش‏هاى الهى است که به چندمورداشاره گردید..روایت است که شبى،على علیه السلام تا سحر به عبادت‏مشغول بود.چون صبح شد،نماز صبح را به تنهائى خواند و استراحت‏کرد.
رسولخدا(ص)که آنحضرت را در جماعت صبح ندید،به خانه اورفت.حضرت فاطمه(ع)از شب زنده‏دارى على(ع)و عذر او از نیامدن به‏مسجد سخن گفت.پیامبر فرمود:پاداشى که بخاطر شرکت نکردن درنماز جماعت صبح،از دست على(ع)رفت،بیش از پاداش عبادت تمام‏شب است. (21) رسول خدا(ص)فرموده است:
لان اصلى الصبح فى جماعة احب الى من ان اصلى لیلتى‏حتى اصبح (22) اگر نماز صبح را به جماعت‏بخوانم،در نظرم محبوب‏تر ازعبادت و شب زنده‏دارى تا صبح است.
بخاطر همین فضیلت و پاداش‏هاست که اگر تعداد نمازگزاران از ده نفربیشتر شود،اگر تمام آسمان‏ها کاغذ،و دریاها مرکب و درخت‏ها قلم شودو فرشتگان بنویسند،پاداش یک رکعت آنرا نمى‏توانند بنویسند. (23) . و نماز جماعت‏با تاخیر،بهتر از نماز فرادى در اول وقت است. (24)


2- آثار اجتماعى نمازجماعت
نماز جماعت،مقدمه وحدت صفوف و نزدیکى دلها و تقویت کننده‏روح اخوت است.
نوعى حضور و غیاب بى تشریفات،و بهترین راه شناسائى افراداست.
نماز جماعت،بهترین،بیشترین،پاکترین و کم خرج‏ترین‏اجتماعات دنیاست و نوعى دید و بازدید و آگاهى از مشکلات ونیازهاى یکدیگر و زمینه ساز تعاون اجتماعى بین آحاد مسلمین است. درچنین اجتماعی نفاقهاوکینه ها،بدبینی هاوبدخواهی هاوهمچنین اختلاف طبقاتی رخت می بنددوجای خودرابه مهروصفا ،برادری وبرابری می دهد


3- آثار سیاسى نمازجماعت
نماز جماعت،نشان دهنده قدرت مسلمین و الفت دلها و انسجام‏صفوف است.
تفرقه‏ها را مى‏زداید،بیم در دل دشمنان مى‏افکند،منافقان را مایوس‏مى‏سازد،خار چشم بدخواهان است.
نماز جماعت،نمایش حضور در صحنه و پیوند«امام‏»و«امت‏» است.


4- آثار اخلاقى،تربیتى نمازجماعت
در نماز جماعت،افراد در یک صف قرار مى‏گیرند و امتیازات موهوم صنفى،نژادى،زبانى،مالى و...کنار مى‏رود و صفا و صمیمیت ونوعدوستى در دلها زنده مى‏شود و مؤمنان،با دیدار یکدیگر در صف‏عبادت،احساس دلگرمى و قدرت و امید مى‏کنند.
نماز جماعت،عامل نظم و انضباط،صف‏بندى و وقت‏شناسى‏است.
روحیه فردگرایى و انزوا و گوشه‏گیرى را از بین مى‏برد و نوعى مبارزه‏با غرور و خودخواهى را در بر دارد.
نماز جماعت،«وحدت‏»در گفتار،جهت،هدف و امام را مى‏آموزدو از آنجا که باید پرهیزکارترین و لایق‏ترین اشخاص،به امامت نمازبایستد،نوعى آموزش و الهام دهنده علم و تقوا و عدالت است.
نماز جماعت،کینه‏ها و کدورت‏ها و سوء ظن‏ها را از میان مى‏برد وسطح دانش و عبودیت و خضوع را در جامعه اهل نماز،افزایش مى‏دهد.
به خاطر اینهمه آثار است که به نماز جماعت،آنهمه توصیه شده‏است.حتى نابینایى وقتى از حضور پیامبر،اجازه خواست که به مسجدنیاید،آنحضرت فرمود:از خانه تا مسجد،ریسمانى ببندد و به کمک آن،خود را به نماز جماعت‏برساند. (25) و نیز،نابینایانى که اجازه ترک شرکت‏در نماز خواستند،رسول خدا(ص)اجازه نفرمود. (26) از طرف دیگر،برخورد شدید نسبت‏به کسانى که به نماز جماعت‏اهمیت نمى‏دهند،نشان دیگرى بر اهمیت و سازندگى آن است. امام محمدباقر علیه السلام فرمودند:
من ترک الجماعة رغبة عنها و عن جماعة المسلمین من غیر علة فلا صلاة له
کسی که از روی بی میلی ،بدون عذر و علت نمازجماعت را که اجتماع مسلمانان است ترک کند، نمازی برای او نیست(27 ).


5 - اثرات نمازجماعت برروند کارها(28 ):


1 -5 : مشارکت وتعاون:
مشارکت بن مایه نمازجماعت را تشکیل می دهدو برخورداری از روح جمعی درکارها ومشارکت جمعی درکلیه اموراز جمله پیامدهای نمازجماعت می باشد که تاثیربسزایی در روند روبه بهبود و روبه رشد کارها وبرنامه ها دارد.
اسلام کوچکترین حرکتی که نشانه مشارکت درغمهاو شادیهای دیگران باشد را نشانی از انسانیت دانسته وچنین اعمالی راجزء حسنات می شمارد.بنابراین مشارکت در کارها وداشتن روحیه همکاری همیاری وتشریک مساعی درجمیع امور ازنکات قابل توجهی است که از روح وجان نمازجماعت درکالبد انسانهای مشارکت جودمیده می شود وآنها در پیشبرد کارها موفق وپیروز می گرداند.شرکت درغمها وشادیها،تنگناها وگشایشهای دیگران ازهمه خوب است. ولی ازمدیران خوبتر و گاهی این همدردی وهمیاری واجب میگردد چنانکه در شیوه ی مدیریت مولای متقیان حضرت علی علیه السلام مشاهده می کنیم.
 اسلام یکی ازنشانه های جامعه ی رشد یافته وانسانهایی که اهل جمع وجماعت هستند را،در همدردی وهمیاری آنها میداند واین را نخست ازمدیران ومسئولان می خواهد زیرا به تعبیر حضرت علی علیه السلام این عمل دو خاصیت دارد یکی اینکه مایه ی آرامش روحی مستمندان وزیردستان است ودیگر اینکه سبب جلوگیری ازسرکشی طغیان، ثروتمندان،بالادستان ومدیران خواهد بود.
نمازجماعت تبلور تلاش جمعی برای دستیابی به موفقیت است.یکی ازمهمترین وباارزش ترین جنبه های مشارکت این است که علاوه برتشویق کارمندان وکارگران به حداکثر تلاش وکوشش،نیروی ابتکار،خلاقیت وسازندگی آنها رانیز شکوفا می نماید.
 ودر شرایط خاص،مدیر مجموعه را دوست،همفکرو یاور صمیمی گروه به حساب آورند،دوشا دوش او فعالانه تلاش و همکاری کنند. حاصل تحقیقات وتجربیات پژوهشگران دلالت برآن دارد که مشارکت سبب افزایش بازدهی،بالارفتن کیفیت،کاهش تعارضات،کاهش مقاومتهای منفی وافزایش بهره وری مجموعه خواهد شد.اگرمسئول با زیردست خود همدل وهمزبان شود وخود را درموقعیت فکری،شغلی واقتصادی اوتصورکند،بازده وراندمان کارها به شکل قابل توجهی افزایش خواهد نمود.


2 - 5 - مشورت:
یکی دیگر ازفواید نمازجماعت،مشورت است. مشورت،کمک گرفتن از افکار وتجربیات دیگران است که همین امر موجبات«هم افزا»شدن نیروها وقوه ها را درپی دارد وهم افزایی موجب شکوفایی استعدادها و بالا رفتن پتانسیلهای انسانی شده و درنتیجه موجب گشایش راههای نوین میگردد و"شورا بینهم شورا 38قرار دادن مدیران وکارکنان درکنارهم است که بدین ترتیب برقدرت و وسعت و عمق بینش ونگرش خویش می افزایند. مشورت خطاها و اشتباهات را به انسان می شناساند و آن آزمایشی است که از این طریق می توان بر قدرت فکری،دقت نظر،میزان دلسوزی مدیران وکارکنان پی برد.
نمازجماعت به مثابه فرایندی است که درآن شرکت کنندگان درتنظیم برنامه ها،تعیین سیاستها وخط مشی ها وتصمیمات مختلفی که دارای منشاءاثرمی باشد،همدیگر راتحت نفوذ وتاثیر قرار میدهند.  نمازجماعت،استبداد وعجب وتک روی را که فراهم آورنده عقب ماندگی درکارها وهلاکت وبدبختی است ، از بین می برد.
نمازجماعت،میزان مقبولیت ومحبوبیت ودرجه ی آنرا در بین مدیران وکارکنان افزایش می دهد ودر ایجاد یک فضای "اعتماد ساز"نقش کلیدی ومهمی را ایفا می نماید.
نماز جماعت،صمیمیت وصفای میان کارکنان ومدیران راافزایش می دهد وآنها را یکدل و"منسجم" می نماید وهمین فضای دوستانه وصمیمانه در رشد وشکوفایی استعدادها وپیشبرد کارها بسیارحائزاهمیت می باشد.
نمازجماعت،روحیه نفاق ودورنگی را که ازتضاد بین گفتار وکرداربوجود می آید رامی زدایدوبه جای آن بذر دوستی ومحبت می نشاند نمازجماعت ازجهت مسائل روانشناختی نیزحائز اهمیت بوده وانگیزه های مادی کارکنان ومدیران را تبدیل به "انگیزه های الهی"می نماید واضطراب،تشویش وتزلزل رااز مجموعه ی انسانی وسازمانی دورمی نماید. نمازجماعت،روحیه ی"تبعیت،اطاعت وفرمانبرداری را با خود به همراه دارد"که ازارکان جماعت می باشد.


3 - 5 - نظم وترتیب :

ازدیگرآثارنمازجماعت نظم وترتیب می باشد که دردل نمازجماعت نهفته است. نظم وترتیب درکارها وداشتن"نظام آراستگی"باعث می شود تا دستیابی به مقصود زودترحاصل گرددودر تنظیم اموروجریان طبیعی کارها،نقشی موثردارد.خلاصه سخن اینکه:
اصل در نماز، به جماعت خواندن است. در نمازجماعت، با مردم، در مردم و از مردم بودن مطرح است، در کنار مردم بدون هیچ گونه امتیاز، از هر نژاد و اقلیم و در هر شرایط اقتصادى(29 ) .
وجان کلام اینکه:
قطره دریاست،تابادریاست                                ورنه اوقطره ودریا،دریاست
یا به تعبیری دیگر:آهن پیوسته با آهن ربا،آهن رباست.
صفوف مااگرپیوسته باشد                                  ره نیرنگ دشمن بسته باشد

آداب و آثار نماز جماعت

آداب و آثار نماز جماعت

آداب نماز جماعت

1- به نماز جماعت اهمیت بدهید ترک نماز جماعت ،اگر از روی بی احترامی باشد،جایز نیست.
2- با خاطر ایرادات جزیی امام جماعت، ماز جماعت را ترک نکنید.
3- در هر حال نماز جماعت تشکیل دهید: حتی با دوستان و اهل خانواده
4- هیچ گاه نماز جماعت را به بهانة درس و کار و... ترک نکنید.
5- هیچ وقتبه امید با گام اینکه در نماز فردی حال بهتر و حضور قلب بیشتری دارید ،نماز جماعت را ترک نکنید.
6- بهتر است قبل از اذان برای جماعت  اماده شده باشید
7- (اطرافیان خود را برای شرکت در نماز جماعت تشویق کنید ( با قول و عمل)
8-  چنانچه قبل از اقامة ماعت نماز را فرادی خواندید بهتر است دوباره نماز را با جماعت بخوانید
9- برای شرکت در نماز جماعت بهترین لباسهای خود را بپوشید، و عطر بزنید.     
10-پیش از حضور در جماعت، بوی بد لباس و اعضای بدن خود را از بین ببرید.
11-سعی کنید از ابتدا به جماعت برسید ؛تا فضیلت و ثواب تمام آنرا درک کنید.
12- هیچگاه با اصرار از دیگران نخواهید که در بین صفوف به شما جا دهند.
13-در صف نماز  جماعت صفها را منظم تشکیل دهید.
14- هیچگاه نسبت به ایستادن در کنار افراد ضعیف و فقیر تکبر نکنید.
15- مراقب باشید، به جهت شرور و تکبر، در صف‌های جلو نایستید و برای ریا در صف‌های عقب قرارنگیرید.
16-پای خود را روی جانماز و مهر دیگران نگذارید.
17-متوجه نماز خود باشید و از توجه دیگران و اعمالشان خودداری کنید.
18-در اعمال نماز جماعت زیاد از امام جماعت عقب نیفتید.
19-دراز کار،صدای خود را به دری بلند نکنید که مزاحم دیگران بوده و تمرکزشان را به بزند.
20- برای رسیدن به ثواب بیشتر، زود تکبیر گفته و اقتدا کنید.
21- هر گاه خواستید در حال رکوع اقتدا کنید، برای خبر کردن امام جماعت یکبار تکبیر گفتن کافی است آنرا تکرار نکنید و آیة صبر و ....نخوانید.
22- در خواندن دعاهای پس از نماز ؛با دیگران هم صدا و هماهنگ باشید.
23-پس از اتمام نماز،با برادران دینی احوالپرسی کرده و جویای احوال غائبین باشید.
24-هیچگاه از امام جماعت درخواست نکنید که سرعت ماز را به دلخواه شما تنظیم کند.
25- درو وقت ورود و خروج،مراقب باشید پای خود را روی کفش دیگران نگذارید.
26- مستحب است بعد از گفتن قد قامت الصلوه امام جماعت ،مأموین برخیزید.
27- اگر در صف‌های جماعت جا باشد ،مکروه است انسان تنها بایستد.
28-مکروه است مأموم ذکرهای نماز را طوری بگوید که امام جماعت را بشنود.
29- پیامبر اکرم(ص) فرمودند:یک نماز جماعت بهتر است از چهل سال نماز فرادی در خانه.
30- شرکت در نماز جماعت برای هر کس مستحب است به ویژه برای همسایه مسجد.
31-مستحب است که انسان صبر کند که نماز را به جماعت بخواند.
32- نماز جماعت، هر چند اول وقت خوانده نشود،از نماز فرادی اول وقت بهتر است.
33- نماز جماعتی که مختصر خوانده می‌شود،از نماز فرادایی که طول بدهد بهتر است.
34- امام یا مأموم می‌توانند نمازی را که به جماعت خوانده دوباره به جماعت بخوانند،در صورتی که جماعت دوم و اشخاص آن غیر از اول باشند.
35-فاصلة امام و مأموم و فاصلة صف‌ها زیاد نباید باشد.
36- کسی که ایستاده نماز می‌خواند، نمی‌تواند به کسی که نشسته یا خوابیده نماز اقتدا کند.
37-مستحب است امام در وسط صف بایستد و اهل علم ،کمال و تقوی در صف اول بایستند. 
 

به کوشش فرهاد نشاط فر،کارشناس آموزش و پژوهش
 

نویسنده:فاطمه وثوقى 
 

آثار فرهنگى، اجتماعى و تربیتى نماز جماعت

 
خبرگزاری فارس:واژه «صلاة» در لغت به معناى دعاست از آنجا که نماز شامل دعا نیز مى باشد این واژه از معنى لغوى خود به اعمالى که نماز خوانده مى شود, نامگذارى شد. مقاله حاضر به بررسى مختصرى در مورد آثار فرهنگى, اجتماعى و تربیتى نماز جماعت مى پردازد.
 

((اقم الصلاه لذکرى))(1)
براستى چرا نماز از میان اعمال و عبادات دین به عنوان یاد خداوند و عمود دین معرفى و توصیه شده است و اندازه ثواب این فریضه بهنگام برپایى با جماعت خارج از تصور انسان است.
حضرت پیامبر(ص) فرمودند: ((اگر تعداد نمازگزاران صفوف جماعت از 10 نفر فراتر رود, پاداش هر رکعت آن, آنقدر زیاد مى گردد که حتى اگر تمام آسمانها کاغذ شود و تمام دریاها مرکب, و همه درختان قلم گردند و همه فرشتگان مإمور نوشتن آن, نمى توان پاداش آن را ثبت نمود و پاداش آن فقط در خور محاسبه ذات بیکران الهى است.))(2)
در حدیثى دیگر حضرت فرمودند: ((هر کس مقید به حضور در نماز جماعت تحت هر شرایطى باشد از پل صراط همچون برق عبور مى کند و به بهشت نائل مى گردد.))(3)
مقاله حاضر به بررسى مختصرى در مورد آثار فرهنگى, اجتماعى و تربیتى نماز جماعت مى پردازد.
لکن در این میان نباید از مکان نماز جماعت (مسجد) غفلت کرد.
واژه ((صلاه)) در لغت به معناى دعاست از آنجا که نماز شامل دعا نیز مى باشد این واژه از معنى لغوى خود به اعمالى که نماز خوانده مى شود, نامگذارى شد. بنابراین انسان نمازگزار روزانه 3 یا 5 نوبت به درگاه خالق خود دعا مى کند. به این معنا که خدا را به یارى خود مى طلبد و از او انتظار امید به زندگى شایسته را دارد.
این نوع ارتباط معنوى به اعتقاد روانشناسان به (درونى شدن) منجر مى شود. که در این صورت انسان موحد کسى را جز خداى سبحان امید و پشتوانه خود نمى داند و این احساس مایه انگیزش او در تمام عرصه ها خواهد بود. با توجه به اینکه خالق هستى (رب العالمین) است و تمامى فرهنگ از جانب او به بشر رسیده است, شیوه دعا کردن را به بنده خود آموزش داده که چگونه با خداى خود سخن بگوید و چه چیزى را از او مسئلت نماید. آنچه در منابع روایى به عنوان عمود دین از نماز یاد شده, در واقع مى توان گفت, به منزله شاهرگ حیات طیبه است که بنده نمازگزار به دست خود مقدمات آن را فراهم کرده و بنایى محکم و رو به آسمان, به طرف بالا پیش مى برد. تا در هنگام نیاز, بر آن تکیه زده و کمر راست کند.
پس بنابراین, این ستون هرچه بیشتر و محکمتر بنا شود بهره ورى آن نیز افزون خواهد بود.
حال که دانستیم نماز دعا و نیایش به سوى معبود و ستون دین است, سزاوار است که این ستون در مکان هاى مقدس مسجد توسط افراد صالح و پرهیزگار برپا شده و حفظ و حراست گردد.
با مرور آیات و روایات در مورد نماز به این نکته مهم پى مى بریم که نماز سررشته ارتباط بنده با خالق بوده و جذابیت این رشته بسان آهن ربا نمازگزاران متعهد را در اوقات معین روزانه سه یا پنج بار به سوى مکانهاى برگزارى نماز جماعت به قصد احیإ ستونهاى جدید و بسیار مى کشاند.
قطع نظر از احیإ ستونهاى جدید و افزون, استحکام بناى عظیم دین و آئین نیز افزون گردیده و سالیان دراز نسلهاى آینده در زیر سایه آرامش بخش آن به حیات طیبه خود ادامه خواهند داد. در این رابطه قرآن کریم مى فرماید:
((انما یعمر مساجد الله من آمن بالله والیوم الاخر واقام الصلاه وآتى الزکاه ولم یخش الا الله فعسى اولـئک ان یکونوا من المهتدین)).(4)
واژه ((انما)) که در عربى به معناى حصر است, تعمیر مساجد منحصر به افراد نمازگزار شده مى فرماید: ((منحصرا تعمیر مساجد خدا به دست کسانى است که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و نماز (پنجگانه) بپا دارند و زکاه مال خود بدهند و از غیر خدا نترسند آنها امیدوار باشند که از هدایت یافتگان راه خدا هستند.)) 
 

آثار فرهنگى در نماز جماعت چگونه تحصیل مى شود؟

 
همانطور که مسجد در صدر اسلام محل پذیرش افراد مختلف و محل اجتماعات سیاسى, فرهنگى, اجتماعى بود, امروز نیز پذیراى مربیان و متربیان جهت تعلیم و تربیت و مکان اوج سالکان راستین است.
در اینجا ذکر این نکته لازم است و آن اینکه حضور فیزیکى امام جماعت عملا در میان همه اقشار مختلف مردم مسلمان و نمازگزار یا ممکن نیست و یا به صورت ملاقات با بخش کوچکى از مردم امکان پذیر است. اما به برکت حضور در نماز جماعت ارتباط معنوى و صمیمانه مردم با امام جماعت میسر مى گردد و مردم به عنوان پیام رسانان دین از وجود ائمه جماعات بهره مند مى گردند. و متقابلا آنها نیز درصدد بالابردن سطح فرهنگ و آگاهى اسلامى مردم نمازگزار تلاش مى کنند. و به یارى یکدیگر یک فضاى سالم و پاکیزه براى رشد ارکان اسلامى و ارزشى مهیا مى نمایند.
همانطور که مى دانیم تربیت, ارکان حیات اجتماعى انسان است, و لذا توجه به ابعاد مختلف تربیتى, توجه به شخصیت والاى انسان است. در اصول تربیتى, محیط زیست یکى از عوامل تإثیرگذار بوده و مى تواند کفه ترازوى تربیت را به نفع خود سنگین نماید. بنابراین مساجد و مکانهاى برگزارى نماز جماعت به عنوان یکى از محورهاى تربیتى قابل توجه مى باشد.
به هنگام اوقات نماز یومیه, با نداى موذن بندگان صالح, وقت شناس و وظیفه شناس به سوى میعادگاه روانه مى شوند حضور به موقع و منظم نمازگزاران اثر تربیتى مطلوب در ارج نهادن به نداى ((حى على خیر العمل)) دارد و نشانگر نیاز انسانها به اعمال نیک مى باشد که در سایه انجام عمل خیر به آرامش درونى مى رسند و با عطر معنویت که از وجود افراد صالح و متقى تراوش مى کند, روح خود را نیز معطر مى نماید.
انجام اعمال عبادى نماز جماعت به صورت یک دست و منظم, بیانگر این حقیقت است که اگر افراد مسلمان اراده بکنند مى توانند در تمام امور زندگى نظم و انضباط داشته و با بهره گرفتن از قابلیت هاى نهان و آشکار خود, حلال مشکلات خود و دیگران باشند.
به عبارت دیگر هم اکنون که جماعت مومن نمازگزار اراده کرده و به دلخواه و به صورت اختیارى همه با هم, در کنار هم براى احیإ شعائر اسلامى قدم پیش گذاشته و مصمم به انجام آن هستند, به همان نسبت خواهند توانست در سایر امور دینى پیش گام بوده و با بهره گیرى از نیروى ایمان و استعدادهاى موجود, قله هاى کمال را تسخیر کنند. و هرگاه این رفتارها به صورت مدام و مستمر صورت بگیرد (حضور در جماعت) از خلاقیتها و صفات خدا پسندانه افراد صالح بهره برده و متإثر شده, در نتیجه به اصلاح و خودسازى پرداخته و این شکوفایى را به جامعه نیز سرایت خواهند داد. در علم روانشناسى این مرحله از رفتار به رمز خویشتن یابى معروف است, مساجد و سایر مکانهاى نماز جماعت علاوه بر محل نیایش بودن, منابع اشاعه فرهنگ اسلامى و محل به نمایش گذاشتن قدرت و اقتدار امت اسلامى نیز مى باشد. و روزانه سه یا 5 بار افراد مومن در خدمت خالق خود بوده و براى جان نثارى و اطاعت از سایر اوامر مولا اعلان آمادگى مى کند و نفس این عمل هشدارى است براى دشمنان اسلام, و گام نخستین براى حرکت احیإ عدالت اجتماعى و ظلم ستیزى.
علاوه بر مطالب ذکر شده اجتماع مسلمین در نماز جماعت بسان دژ محکم و سنگر مقاومت و مقر فرماندهى و محل تصمیم گیریهاى مهم سیاسى, فرهنگى و اجتماعى مى باشد. و در برابر توطئه گران و بدخواهان دین, اعلام موضع کرده و آرامش نسبى آنها را به هم مى ریزد.
امام راحل(ره) در این رابطه فرمودند: ((شما ملت براى اسلام قیام کردید و براى اسلام این همه زحمت کشیدید و دارید مى کشید. مراکزى که مراکز بسط حقیقت اسلام است,. .. فقه اسلام است و آن مساجد است, اینها را خالى نگذارید این یک توطئه است که مى خواهند مسجدها را کم کم خالى کنند. مساجد باید مرکز تربیت صحیح باشد...))(5)
اکنون که سخن از مسجد به میان آمده اشاره اى هم به محراب مسجد داشته باشیم. همانطور که در مقر فرماندهى, فرمانده ارشد در مکان مخصوص قرار مى گیرد و خط و رمز را مشخص مى نماید و دیگران از او پیروى مى کنند, در مسجد نیز محراب مسجد از یک چنین جایگاهى برخوردار است و امام جماعت به عنوان مربى و رهبر در محل محراب به انجام اعمال عبادى نماز مشغول شده وسایر نمازگزاران از وى پیروى کرده و دنباله رو وى مى باشند.
محراب مسجد همانطور که از نامش پیداست محل جنگ با شیطان است. در اینجا لازم است به نکته اى ظریف اشاره کنیم و آن اینکه از نظر روانشناسى ممارست دائمى انسان با هر چیزى اثر پذیرى را به دنبال خواهد داشت و انسان را قرین خود خواهد کرد.
بنابراین مشاهده روزانه (محراب عبادت) با توجه به فلسفه وجودى محراب, به تدریج توجه افراد نمازگزار را از دشمن درون به دشمن بیرونى معطوف خواهد کرد.
به عبارت دیگر اکنون که شیطان درونى به چشم مشاهده نمى شود شیطان بیرون که همانا دشمنان دین اسلام هستند مظهر شیطانند. و قابل موضع گیرى, پس اولین گام, مبارزه با شیطان و ظلم ستیزى در نماز جماعت برداشته خواهد شد.
هرگاه این احساس و طرز تفکر در جمع نمازگزاران به وجود بیاید, بدون آنکه در این باره با یکدیگر به گفتگو بپردازند همگان نسبت به دشمن خویش اظهار تنفر مى کنند و مانند هیزمى هستند که مهیاى روشن کردن است و این احساس زمانى به اوج مى رسد که خطیب جمعه یا جماعت, طى خطابه اى مردم را نسبت به دشمنان دین آگاه کرده و یا در آنها انگیزه هاى نفرت را بیدار کند. و لذا دیده مى شود غالب تظاهرات و اظهار تنفر, نسبت به دشمنان و توطئه گران بعد از نمازهاى جماعت و جمعه صورت مى گیرد.
در تاریخ فلسطین آمده است که غالب راهپیمایى هاى مردمى به رهبرى روحانیت بعد از نمازهاى جماعت شکل مى گرفت و همراه با پیروزى بود.))
روانشناسان معقتدند هرگاه افرادى عصبانى باشند و در عین عصبانیت اگر با اسباب و ابزارى که از عوامل تحریک کننده است روبرو شوند عصبانیت آنها شدت خواهد یافت. پس بنابراین نظریه حضور نمازگزاران متنفر از شیطان و مظاهر شیطانى در کنار محراب عبادت, انگیزه ظلم ستیزى را تقویت مى کند و فرهنگ ظلم ستیزى به دست فراموشى سپرده نمى شود. و بلکه همواره افراد مسلمان در حال آماده باش روحى وفیزیکى قرار مى گیرند و از دشمن خود غافل نمى باشند. چنانچه در شکل گیرى و تداوم انقلاب اسلامى ما این تفکر و احساس نقش کلیدى به همراه داشت.
در واقعه کربلا روز عاشورا امام حسین(ع) و انصار باوفایش بعد از انجام نماز ظهر, لباس شجاعت و شهامت بر تن کرده و بر علیه ظلم بنى امیه وارد میدان نبرد شدند و دلیرانه در رکاب امام, جام شهادت را نوشیدند.
سربازان دلیر ایران زمین نیز غالبا بعد از نماز جمعه و جماعت عازم جبهه هاى نبرد مى شدند. و طبق آنچه که راویان جنگ نقل مى کردند, حمله هاى بسیارى, بعد از نماز صورت مى گرفت. 
 

فرهنگ همکارى و تعاون


همکارى و تعاون که از عوامل وحدت آفرین و استحکامبخش جامعه هستند غالبا در نماز جماعت بیش از سایر اجتماعات به چشم مى خورد. مراعات حقوق دیگران و یارى آنها, رسیدگى به مشکلات برادران دینى در نماز جماعت مطرح شده و به همت مردم کارهاى مفید و مهم صورت مى گیرد.
به عنوان مثال در اجتماع جمعه و جماعت از مردم خواسته مى شود که براى رفع خشک سالى در نماز استسقإ حاضر بشوند. و مردم با انگیزه ((تعاونوا على البر)) سه روز به خاطر همنوعان خود روزه گرفته و نماز مى خوانند. اینگونه اعمال نه تنها مشکلات مومنین را از سر راه برمى دارد, بلکه از عوامل پیوند اجتماع و مردم نیز هست, افراد نمازگزار با حضور خود در صفوف نماز به ((اعتصموا بحبل الله)) جامه عمل مى پوشانند.
امام صادق(ع) مى فرمایند: ((به هم بپیوندید و با هم نیکى کنید و به هم مهربانى کنید و برادران خوشرفتارى باشید, چنانکه خداى عزوجل به شما فرموده)) از فرما(6)یشات امام استفاده مى شود که تعاون و نیکى مهربانى به همراه داشته و موجب جلب سایر مومنین به جمع نمازگزاران مى گردد. امروز در جوامع غیر مسلمان عامل اصلى از هم گسیختگى ملتها و دولتها عدم وجود عاطفه و تعاون و دلسوزیست.
رسول مکرم اسلام مى فرمایند: ((من اصبح لا یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم;(7) هر کس صبح کند و اهتمامى به کار مسلمانان ندارد, پس مسلمان نیست.)) هرگاه مومنین در سه وعده حضور به امور برادران خود همت بگمارند دیگر تنش روانى در جامعه وجود نخواهد داشت. خداوند سبحان دعایى را قرین اجابت کرده که در جمع مسلمین دعا شده باشد که نوعى تعاون به شمار مى رود. 
 

فرهنگ ایثار و انفاق


از دیگر برکات نماز جماعت اشاعه فرهنگ ایثار و انفاق است, که گاهى در حد اعلا و ممتاز مشاهده مى شود.
جمع نمازگزارانى که در حال نماز از خداى مهربان هدایت و نعمت را مسئلت مى نمایند ((صراط الذین انعمت علیهم...)) به تبع این درخواست خود نیز گامى در جهت نعمت بودن براى سایر برادران خود برمى دارد. اعلام نیاز بعد از نماز و به دنبال آن اقدام عمل افراد, از شاخصه هاى فرهنگ جمع نمازگزار است زمانى که آیات ((اهدنا الصراط)) خوانده مى شود همگان هدایت را براى همنوعان خود مى خواهند, در واقع با دعاى خود به دیگران احسان مى کنند. در برخى از آیات نماز و انفاق قرین هم آمده اند:
((والذین صبروا ابتغإ وجه ربهم واقاموا الصلاه وانفقوا مما رزقناهم))(8)
و هم در طلب رضاى خدا راه صبر پیش مى گیرند و نماز بپا مى دارند و از آنچه نصیبشان کردیم پنهان و آشکار انفاق مى کنند)) ((الذین یقیمون الصلاه ومما رزقناهم ینفقون اولـئک هم المومنون حقا لهم درجات عند ربهم ومغفره ورزق کریم))(9) و نماز را با حضور قلب بپا مى دارند و از هرچه روزى آنها کردیم (علم و جاه و مال) انفاق مى کنند. آنها براستى و حقیقت اهل ایمانند و نزد خدا مراتب بلند و آمرزش و روزى نیکو (علم و ادب) مخصوص آنهاست.
بطور طبیعى اطلاع رسانى در مورد نیاز و مشکلات مردم محروم در حالت عادى امکان پذیر نیست و در صورت اقدام به اطلاع رسانى تنها بخش کوچکى از جامعه مطلع مى شوند. اما حضور در جماعت این کار را سهل و ساده و به صورت مطلوب امکان پذیر مى نماید. و اقشار مختلف مردم از هر گوشه و کنار شهر در اسرع وقت به نداى هل من ناصر برادران محروم خود لبیک مى گویند و این رفتار و اعمال انسانى احساس عاطفى را رشد مى دهد. 
 

آثار اجتماعى

تعهد
میان ادیان و مکاتب, اسلام بیشترین توجه را براى مراعات و حقوق انسانها قائل شده و به عنوان حق الناس در جایگاه عدالت اجتماعى آن را مطرح کرده است. هنگام برپایى نماز جماعت مومنین ملزم به مراعات آداب و احکام نماز از جمله غصبى نبودن مکان نماز هستند, به این معنا که هرگاه مومن سجاده خود را قبل از سایرین در محل نماز گسترده باشد دیگران حق ندارند آن را برداشته و خود در آن محل به نماز بایستند. همین تعهد در وجود جمع نمازگزار ملکه شده و در سایر امور آنها نیز سرایت داده مى شود و ناخودآگاه تبدیل به یک رفتار اجتماعى مى گردد.
تعهد به حضور مستمر و منظم در نماز جماعت نیز تمرینى است براى سایر تعهدات ملى و مذهبى, به برکت این اخلاق پسندیده محیط کارى و زندگى از یک امنیت و آرامش مطلوب برخوردار مى شود و از سوى دیگر به تنش زدایى کمک چشم گیرى مى کند. احساس مسئولیت قطعا انسان را به تعهد وادار مى کند و سبب حل بسیارى از مشکلات اجتماعى مى گردد. به عنوان مثال در محیط کارى پاسخ به موقع به نیاز ارباب رجوع, احساس عاطفى و صمیمى آنها را به دنبال خواهد داشت, که هرگاه این نوع برخورد در همه محیطهاى کارى و زندگى اجرا شود, جامعه از یک امنیت نسبى برخوردار خواهد شد و اعتماد همگان را جلب خواهد کرد و مشارکت و همکارى را نیز به دنبال خواهد داشت. 
 

همدردى و...
با تجدید حضور در نماز جماعت پیوند عاطفى و معنوى نیز تجدید مى گردد. حضور معنوى که عامل گسترش مشترکات معنوى مى باشد, جمع نمازگزار را به همسویى و همفکرى فرا مى خواند و این احساس در آنها به وجود مىآید که بنىآدم اعضاى یکدیگرند و بنابراین نباید از درد و رنج هموطنان خود غافل بشوند. و همین احساس از قوه به فعل تبدیل شده و افراد مومن را به سراغ دردمندان مى فرستد و با حضور فیزیکى و معنوى باعث تسکین آلام آنها مى گردد.
در جبهه عمل نیز این رفتار به سایر مومنین انتقال داده مى شود و عزم همگان براى رفع گرفتاریها و احیإ آرامش روانى در جامعه فراهم مى گردد. همدردى و همدلى با مومنین در مکتب انسان ساز اسلام سرآغاز خردمندى است, بعد از ایمان به خدا, و در منابع روائى بدان توصیه شده است.
یکى از علل شاد کردن قلب مومن که در روایات به آن توجه شده است این است که فرد مسلمان با انگیزه شاد کردن دل مسلمانى, با حضور سبز خود بار سنگین درد و رنج را از دوش برادر خود برگرفته و خود را با او شریک مى داند و عامل امیدوارى براى آنهاست و از سوى دیگر احساس همبستگى, مودت, همکارى بین اقشار مردم مسلمان زنده و با طراوت پابرجا مى ماند و آثار مطلوب آن در پرورش و تربیت نسل آینده متجلى مى گردد.
بى شک شکوه و عظمت همدردى در نمازهاى جماعت بیش از سایر اجتماعات خواهد بود و به علت حضور مستمر مردم بدین سان پایه هاى بهداشت روانى در جامعه متزلزل نخواهد شد و جامعه از ابتلا به بیمارى دردناک (بى تفاوتى) نجات پیدا خواهد کرد. به قول روانشناسان در اثر ممارست فکرى و عمل مردم در سه وعده نماز جماعت به درونى شدن این افکار و رفتار منجر خواهد شد. و یک زندگى ایده آل را براى نسل امروز و آینده تدارک خواهد دید. احساس همدردى و همفکرى زمانى پدیدار مى گردد که برادرى از درد و رنج برادرش مطلع شود و آن را درک کند.
این احساس در اجتماع جماعت نمازگزار به راحتى قابل رویت و لمس مى باشد. که مومنان در کنار هم قرار گرفته ضمن عبادت از حال یکدیگر نیز باخبر مى شوند و با هم تشریک مساعى مى نمایند و در صورت عدم حضور دوستى, سراغ او را مى گیرند. و چه بسا در پى او به تکلف نیز مى افتند. اسلام همدردى با سایر بندگان را امرى ضرورى تلقى مى کند و آن را عامل ثبات و آرامش جامعه مى داند. زمانى که سپاه معاویه به یکى از شهرهاى بلاد اسلامى حمله مى کردند و خلخال از پاى زن یهودى درآوردند, مولاى متقیان فرمودند: اگر مسلمانى از این غصه بمیرد جاى سرزنش نیست. همدردى و همدلى در پایدارى ارزش هاى اسلامى نقش خوبى را ایفا مى کنند و یک حالت عرفان در دلها به وجود مىآورد که همگان را به سوى معنویت سوق مى دهد.
الکسیس کارل مى گوید: ((احساس عرفانى جنبش است که از اعماق فطرت ما سرچشمه گرفته است و یک غریزه اصلى است, انسان همانطور که به آب نیاز دارد, به خدا [ ومعنویت] نیز محتاج است, اما آنچه که این احساس را پدید آورده یا بیزار کرده نقش اساسى را دارد.))(10)
امام صادق(ع) فرمودند: مومن برادر مومن است, چشم و راهنماى اوست به او خیانت نکند و به او ستم نکند و او را گول نزند و با او وعده خلاف نکند.(11)
در موردى دیگر امام چنین مى فرماید: ((مومن برادر مومن است چون یک تنند و اگر یکى را دردى رسد, در دیگر پاره هاى تن دریافت مى شود, و روحشان از یک روح است و براستى روح مومن به روح خدا پیوسته تر است از پیوستن پرتو آفتاب بدان.))(12)
با توجه به توصیه هاى امام بر همه مومنان لازم است که در هر حال از احوال یکدیگر باخبر بشوند و تا عضوى از اعضإ پیکر اسلامى آرام نگیرد آنها نیز آرامش نداشته باشند. 
 

دوستى ها
از آنجا که انسان موجود اجتماعى است در روابط اجتماعى ناگزیر از انتخاب دوست مى باشد. مى توان گفت یکى از ارکان (وحدت) معاشرتها و دوستى هاى صحیح و سالم در مکان هاى نمازجمعه و جماعت است که در اثر آشنایى و دیدارهاى روزانه به شکل احسن انتخاب دوست میسر مى باشد. و حتى ادامه دوستى این گونه افراد مى تواند در روز قیامت هم به صورت شفاعت چهره بنمایاند. ((این گروه مى توانند در چارچوب اذن الهى درباره افراد خاصى که روابط معنوى آنان با خدا برقرار بوده و پیوند روحى آنها با شفیعان الهى نگسسته باشد, درخواست آمرزش گناه وطلب مغفرت بنمایند. لازم به ذکر است شفاعت مخصوص افرادى است که خداپسندانه وارد صحنه قیامت گردند و از گناهانى که سلب شایستگى شفاعت را مى کنند برحذر باشند.))(13)
دوستانى که در نماز جماعت انتخاب مى شوند براساس تولى و تبرى است و از اعتیاد و قاچاق و... سر درنمىآورد, دوستانى که با معیارهاى دینى برگزیده شده اند همواره موجب زینت و سرافرازى انسان بوده اند نمونه هاى بارز این گونه دوستى ها را در دفاع مقدس به وضوح مشاهده کرده ایم که چگونه تا پاى جان دوستان زخمى خود را از صحنه نبرد خارج مى کردند. و نکته مقابل این نوع دوستى, دوستى افراد غیر صالح و غیر منفى است که غالبا به هنگام گرفتارى نه تنها از دوست خود حمایت نمى کنند, بلکه او را لو مى دهند و یا تنها رها مى کنند!
قرآن مى فرماید: ((ویوم یعض الظالم على یدیه یقول یا لیتنى اتخذت مع الرسول سبیلا (14) یا ویلتى لیتنى لم اتخذ فلانا خلیلا لقد اضلنى عن الذکر بعد اذ جإنى وکان الشیطان للانسان خ(15)ذولا))
به خاطر بیاور روزى که ظالم دست خویش را از شدت حسرت به دندان مى گزد و مى گوید: اى کاش من با رسول حق راه دوستى و اطاعت پیش مى گرفتم. اى واى بر من کاش فلان را دوست خود انتخاب نکرده بودم او مرا از یاد حق گمراه ساخت, بعد از آنکه آگاهى به سراغ من آمده بود و شیطان همیشه مخذول کننده انسان بوده است. بنابر فرموده مفسران, این کار شاید به خاطر این باشد که این گونه اشخاص هنگامى که به گذشته خویش مى نگرند خود را مقصر مى دانند و تصمیم بر انتقام از خویشتن مى گیرند و لذا پشت دست خود را گاز مى گیرند.
حضرت على(ع) مى فرمایند: ((همنشینى با دوست عاقل روح را زنده مى کند)).(16)
و نیز مى فرمایند: ((با دانشمندان و حکما مجالست و همنشینى کردن عقل ها را زندگى مى بخشد و نفوس را از بیماریهاى اخلاقى شفا مى بخشد.))(17)
در منابع روایى آمده است که انسان با هر چیزى که مونس شده و آن را دوست داشته باشد روز قیامت با همان محشور مى شود. 
 

نقش تربیتى
تربیت زمینه ساز شکوفایى و تقویت رفتارها و اخلاق و آداب صحیح براى زندگى بهتر است .
سالیان متمادى علماى تربیتى با تلاش خود سعى در پیدا کردن راه حلهاى مناسب براى تربیت بوده اند, اما على رغم زحمات انجام شده هنوز هم بشر نتوانسته است به یک تربیت ایدهآل دست یابد, یک فرد مسلمان براى تربیت به ابزار و لوازمى نیاز دارد که خمیر مایه آن از منابع اسلامى دریافت مى شود مگر نه این است که ما معتقدیم اصول اولیه تربیت توسط انبیإ الهى به دست بشر رسیده است بنابراین قبل از آنکه سراغ کتب و علوم جامعه شناسى, روان شناسى و تربیتى برویم بهتر است به منابع اسلامى و در رإس آنها به کتاب خدا رجوع کنیم. خداوند در کلام خود مى فرماید: ((یا ایها الذین آمنوا لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبى))(18) اى اهل ایمان (با رسول با ادب سخن بگویید) فوق صوت پیامبر صدا بلند نکنید که اعمال نیکتان (در اثر بى ادبى) محو و باطل شود و شما فهم نکنید.
در این آیه شریفه اشاره به حفظ حرمت مربى شده که متربى ملزم به رعایت آن مى باشد. به این معنا که هرگاه انسانهاى هدایت نیافته و تربیت نشده به دیده عظمت و بزرگ به مربى خود ننگرند. در سخنان تربیتى او راهکارهاى تربیتى پیدا نخواهند کرد. و از نظر عمل خداوند سبحان در آداب نماز سلسله مراتب را به اینگونه مشخص کرده است که شخص نمازگزار ابتدا با تکبیره الاحرام وارد نماز مى شود و در رکعت دوم شهادت به رسالت پیامبر خدا مى دهد و در پایان نماز با درود به صالحان نماز را به پایان مى رساند.
نکته تربیتى این جاست که جمع نمازگزاران به جماعت, طبق یک تربیت اسلامى که ریشه آن در خانواده ها بنا نهاده شده احترام به امام جماعت, افراد مسن و سایر افراد مومن را به فراخور حال و موقعیت معنوى و... رعایت مى کنند. امور تربیتى غالبا با روان سر و کار دارند تا با جسم و آنچه از تربیت در رابطه با جسم بکار گرفته مى شود اکتسابى است از این رو حضور در جمع تربیت شده مى تواند راه سهل و آسان کسب آداب و اخلاق مقبول جامعه اسلامى را در اختیار جمع نمازگزار قرار مى دهد.
علماى تربیتى نیز به این مطلب اذعان دارند که اجراى مناسک دینى به منزله یادآورى و بازخوانى عقاید دینى است ((و تقید و التزام به قواعد و قوانین اخلاقى, نوعى در قید شدن است و انسانهاى خویشتن دار بهتر مى توانند این قید را بر خویشتن تحمیل کنند. مناسک دین نوعى تمرین براى خویشتن دارى و تحمل قیود است و مى تواند مقاومت در برابر جاذبه هاى نفسانى را افزایش دهد و موانع زیست اخلاقى را کم کند. ))(19)
از دیگر نکات تربیتى نماز جماعت مى توان به وقت شناسى اشاره کرد. حاضر شدن منظم و مستمر بر سر نماز جماعت نوعى نظم در زندگى و سایر امور دینى آنها به وجود مى‌آورد به ویژه نظم در انجام فریضه نماز هر چند در غیر نماز جماعت بکند.
خلاصه اینکه نماز جماعت مکان مقدسى است براى عروج به درجات عالى انسانى و رشته اى است براى پیوند دلها و تفکرها در جهت استحکام اتحاد و همبستگى و منبعى است براى تقسیم مهربانى ها و صفا و صمیمیت ها. 
 

پى نوشت ها:
1 . طه / 14.
2 . پرستش آگاهانه, ص158.
3 . همان, ص159.
4 . توبه/ 18.
5 . نماز و زندگى, هشتمین اجلاس سراسرى نماز (مقالات) ص112.
6 . اصول کافى, ج3, ص269.
7 . همان, ص251.
8 . رعد / 22.
9 . انفال/ 4 ـ 3.
10 . نماز و زندگى, ص124.
11 . اصول کافى, ج3, ص255.
12 . همان.
13 . تفسیر نمونه, ذیل آیه شفاعت.
14 . فرقان / 28 ـ 27.
15 . همان.
16 . مروارید غلطان (سخنان ائمه((ع))) ص64.
17 . همان.
18 . حجرات / 2.
19 . تربیت اسلامى, ویژه تربیت اخلاق, ص101

اهمیت نماز جماعت

اهمیت نماز جماعت

واقیموالصلوة و اتوا الزکوة و ارکعوا مع الراکعین.
 

و نماز را برپا دارید، و زکات بپردازید و با رکوع کنندگان رکوع کنید. (1)
  
قرآن کریم دستور داده تا مسلمانان نماز را به بهترین و زیباترین شکلش، که جماعت است بخوانند.
 

 حتی در قبل از اسلام، در ادیان گذشته نیز، نماز جماعت مورد تأکید خداوند بوده است. 
 

روایات اسلامی در پاداش و ارزش نماز جماعت فراوان است.
 

 در حدیث معروفی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از جبرئیل نقل کرده اند، می فرمایند: 
 

خداوند متعال وعده داده است که اگر عدد حاضران در نماز جماعت بیش از ده نفر باشد، اگر تمام دریاها
 

 مرکب و درخت ها قلم و جن و انس و ملائکه نویسنده شوند، نتوانند ثواب یک رکعت آن را بنویسند. (2) 
 

بر اساس احادیث گهربار معصومین (علیهم السلام) رفتن به مسجد برای شرکت در نماز جماعت و درک نماز
 

 جماعت از ابتدای تکبیرة الاحرام اجر و پاداش بسیار زیادی دارد و نماز جماعت کوتاه و مختصر بر نماز
 

 طولانی برتری دارد؛ و نیز پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند: 
 

«در نماز جماعت حاضر شوید، اگر چه با دشواری و سختی باشد.» 
 

حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمودند: 
 

« در زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مردی به علت نابینایی در نماز جماعت شرکت نمی کرد.
 

 روزی به خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رسید و عرض کرد: من نابینایم و صدای اذان را می 
 

شنوم، اما کسی نیست که دستم را بگیرد و مرا به مسجد بیاورد حضرت فرمودند: طنابی از خانه تا مسجد 
 

قرار بده و با آن خود را به نماز جماعت برسان.» (3) 
 

پی نوشت 
 

1- سوره ی آل عمران، آیه ی 43.
 

2- عروة الوثقی، ج1، باب طاه الجماعه.
 

3- وسایل الشیعه، ج5، ص 377

احکام نماز جماعت

احکام نماز جماعت

مسأله 1399
مستحب است نمازهای واجب خصوصا نمازهای یومیه را به جماعت بخوانند و در نماز صبح و مغرب و عشا ، خصوصا برای همسایه مسجد وکسی که صدای اذان مسجد را می شنود بیشتر سفارش شده است .
مسأله 1400
در روایتی وارد شده است که اگر یک نفر به امام جماعت اقتدا کند ، هر رکعت از نماز آنان ثواب صد و پنجاه نماز دارد و اگر دو نفر اقتدا کنند هر رکعتی ثواب ششصد نماز دارد و هر چه بیشتر شوند ، ثواب نمازشان بیشتر می شود تا بده نفر برسند و عده آنان که از ده گذشت ، اگر تمام آسمانها کاغذ و دریاها مرکب و درختها قلم و جن و انس و ملائکه نویسنده شوند ، نمی توانند ثواب یک رکعت آن را بنویسند .
مسأله 1401
حاضر نشدن به نماز جماعت از روی بیاعتنائی جایز نیست وسزاوار نیست که انسان بدون عذر نماز جماعت را ترک کند .
مسأله 1402
مستحب است انسان صبر کند که نماز را به جماعت بخواند و نماز جماعت از نماز اول وقت که فرادی یعنی تنها خوانده شود بهتر است . و نیز نماز جماعتی را که مختصر بخوانند از نماز فرادی که آن را طول بدهند بهتر می باشد .
مسأله 1403
وقتی که جماعت برپا می شود ، مستحب است کسی که نمازش را فرادی خوانده دوباره با جماعت بخواند . واگر بعد بفهمد که نماز اولش باطل بوده ، نماز دوم او کافی است .
مسأله 1404
اگر امام یا مأموم بخواهد نمازی را که به جماعت خوانده دوباره با جماعت بخواند در صورتیکه جماعت دوم و اشخاص آن غیر از اول باشد اشکال ندارد .
مسأله 1405
کسی که در نماز وسواس دارد و فقط در صورتیکه نماز را با جماعت بخواند از وسواس راحت می شود ، باید نماز را با جماعت بخواند .
مسأله 1406
اگر پدر یا مادر به فرزند خود امر کند که نماز را به جماعت بخواند ، چون اطاعت پدر و مادر واجب است بنابر احتیاط واجب باید نماز را به جماعت بخواند وقصد استحباب نماید .
مسأله 1407
احتیاط واجب آن است که نماز عید فطر و قربان را در زمان غیبت امام علیه السلام بقصد رجاء با جماعت بخوانند ونمازهای مستحبی را هم نمی شود به جماعت خواند ، مگر نماز استسقاء که برای آمدن باران می خوانند .
مسأله 1408
موقعی که امام جماعت نماز یومیه می خواند ، هر کدام از نمازهای یومیه را میشود باو اقتدا کرد ولی اگر نماز یومیه‌اش را احتیاطا دوباره میخواند فقط در صورتی که مأموم احتیاطش با امام یکی باشد میتواند باو اقتدا کند .
مسأله 1409
اگر امام جماعت قضای نماز یومیه خود را میخواند میشود به او اقتدا کرد ، ولی اگر نمازش را احتیاطا قضا میکند ، یا قضای نماز کس دیگر را میخواند ، اگر چه برای آن پول نگرفته باشد ، اقتدای باو اشکال دارد مگر انسان بداند که از آن کس که برای او قضا میخواند نماز فوت شده که در این صورت اقتدای باو اشکال ندارد .
مسأله 1410
اگر انسان نداند نمازی را که امام میخواند نماز واجب یومیه است یا نماز مستحب ، نمیتواند به او اقتدا کند .
مسأله 1411
اگر امام در محراب باشد و کسی پشت سر او اقتدا نکرده باشد کسانی که دو طرف محراب ایستاده‌اند و به واسطه دیوار محراب امام را نمیبینند نمیتوانند اقتدا کنند ، بلکه اگر کسی هم پشت سر امام اقتدا کرده باشد ، اقتدا کردن کسانی که دو طرف او ایستاده‌اند وبه واسطه دیوار محراب امام را نمیبینند اشکال دارد .
مسأله 1412
اگر به واسطه درازی صف اول ، کسانی که دو طرف صف ایستاده‌اند امام را نبینند میتوانند اقتدا کنند . ونیز اگر به واسطه درازی یکی از صفهای دیگر کسانی که دو طرف آن ایستاده‌اند ، صف جلوی خود را نبینند میتوانند اقتدا نمایند .
مسأله 1413
اگر صفهای جماعت تا درب مسجد برسد ، کسی که مقابل درب پشت صف ایستاده نمازش صحیح است و نیز نماز کسانی که پشت سر او اقتدا میکنند صحیح میباشد ، ولی نماز کسانی که دو طرف او ایستاده‌اند و صف جلو را نمیبینند اشکال دارد .
مسأله 1414
کسی که پشت ستون ایستاده ، اگر از طرف راست یا چپ به واسطه مأموم دیگر بامام متصل نباشد ، نمیتواند اقتدا کند بلکه اگر از دو طرف هم متصل باشد ولی از جلو اتصال نداشته باشد و هیچ کدام از آنها بعض مأمومین صف قبل ولو یک نفر را نبیند جماعتش اشکال دارد .
مسأله 1415
جای ایستادن امام باید از جای مأموم بلند تر نباشد ولی اگر مکان امام مقدار خیلی کمی بلند تر باشد اشکال ندارد ، ونیز اگر زمین سراشیب باشد و امام در طرفی که بلند تر است بایستد در صورتیکه سراشیبی آن زیاد نباشد وطوری باشد که به آن ، زمین مسطح بگویند مانعی ندارد .
مسأله 1416
اگر جای مأموم بلند تر از جای امام باشد در صورتیکه بلندی به مقدار متعارف زمان قدیم باشد مثل آن که امام در صحن مسجد و مأموم در پشت بام بایستد اشکال ندارد ولیاگر مثل ساختمانهای چند طبقه این زمان باشد ، جماعت اشکال دارد .
مسأله 1417
اگر بین کسانی که در یک صف ایستاده‌اند بچه ممیز یعنی بچه‌ای که خوب و بد را میفهمد فاصله شود ، چنانچه ندانند نماز او باطل است میتوانند اقتدا کنند.
مسأله 1418
بعد از تکبیر امام اگر صف جلو آماده نماز و تکبیر گفتن آنان نزدیک باشد کسی که در صف بعد ایستاده ، میتواند تکبیر بگوید ولی احتیاط مستحب آنست که صبر کند تا تکبیر صف جلو تمام شود .
مسأله 1419
اگر بداند نماز یک صف از صفهای جلو باطل است ، در صفهای بعد نمیتواند اقتدا کند ، ولی اگر نداند نماز آنان صحیح است یا نه ، میتواند اقتدا نماید .
مسأله 1420
هر گاه بداند نماز امام باطل است مثلا بداند امام وضو ندارد ، اگر چه خود امام ملتفت نباشد ، نمیتواند باو اقتدا کند .
مسأله 1421
اگر مأموم بعد از نماز بفهمد که امام عادل نبوده یا کافر بوده ، یا به جهتی نمازش باطل بوده ، مثلا بیوضو نماز خوانده ، نمازش صحیح است .
مسأله 1422
اگر در بین نماز شک کند که اقتدا کرده یا نه ، چنانچه در حالی باشد که وظیفه مأموم است مثلا به حمد و سوره امام گوش میدهد میتواند نماز را به جماعت تمام کند و اگر مشغول کاری باشد که هم وظیفه امام و هم وظیفه مأموم است مثلا در رکوع یا سجده باشد ، باید نماز را به نیت فرادی تمام نماید .
مسأله 1423
انسان در بین نماز جماعت میتواند نیت فرادی کند .
مسأله 1424
اگر مأموم به واسطه عذری بعد از حمد و سوره امام نیت فرادی کند لازم نیست حمد وسوره را بخواند ، ولی اگر پیش از تمام شدن حمد و سوره نیت فرادی نماید ، باید مقداری را که امام نخوانده بخواند .
مسأله 1425
اگر در بین نماز جماعت نیت فرادی نماید ، بنابر احتیاط واجب نباید دوباره نیت جماعت کند . هم چنین اگر مردد شود که نیت فرادی کند یا نه وبعد تصمیم بگیرد نماز را با جماعت تمام کند ، نمازش خالی از اشکال نیست .
مسأله 1426
اگر شک کند که نیت فرادی کرده یا نه ، باید بنا بگذارد که نیت فرادی نکرده است .
مسأله 1427
اگر موقعی که امام در رکوع است اقتدا کند و برکوع امام برسد ، اگر چه ذکر امام تمام شده باشد ، نمازش بطور جماعت صحیح است و یک رکعت حساب میشود . اما اگر به مقدار رکوع خم شود و برکوع امام نرسد نمازش بطور فرادی صحیح میباشد و باید آن را تمام نماید .
مسأله 1428
اگر موقعی که امام در رکوع است اقتدا کند و به مقدار رکوع خم شود وشک کند که به رکوع امام رسیده یا نه ، نمازش صحیح است وفرادی میشود .
مسأله 1429
اگر موقعی که امام در رکوع است اقتدا کند و پیش از آن که به‌اندازه رکوع خم شود ، امام سر از رکوع بردارد ، میتواند نیت فرادی کند یا صبر کند تا امام برای رکعت بعد برخیزد و آن را رکعت اول نماز خود حساب کند . ولی اگر برخاستن امام بقدری طول بکشد که نگویند این شخص نماز جماعت میخواند ، باید نیت فرادی نماید .
مسأله 1430
اگر اول نماز یا بین حمد و سوره اقتدا کند و پیش از آن که به رکوع رود ، امام سر از رکوع بردارد نماز او بطور جماعت صحیح است و باید رکوع کند و خود را به امام برساند .
مسأله 1431
اگر موقعی برسد که امام مشغول خواندن تشهد آخر نماز است چنانچه بخواهد به ثواب جماعت برسد ، باید بعد از نیت و گفتن تکبیره الاحرام بنشیند و تشهد را با امام بخواند ولی سلام را نگوید و صبر کند تا امام سلام نماز را بدهد ، بعد بایستد و بدون آن که دوباره نیت کند و تکبیر بگوید ، حمد و سوره را بخواند و آنرا رکعت اول نماز خود حساب کند .
مسأله 1432
مأموم نباید جلوتر از امام بایستد وبنابر احتیاط واجب قدری عقب‌تر از امام بایستد و چنانچه قد او بلند تر از امام باشد که در رکوع و سجودش جلوتر از امام باشد اشکال ندارد .
مسأله 1433
در نماز جماعت باید بین مأموم و امام پرده و مانند آن که پشت آن دیده نمیشود فاصله نباشد و همچنین است بین انسان و مأموم دیگری که انسان به واسطه او به امام متصل شده است ، ولی اگر امام مرد و مأموم زن باشد چنانچه بین آن زن و امام یا بین آن زن و مأموم دیگری که مرد است و زن به واسطه او به امام متصل شده است پرده و مانند آن باشد اشکال ندارد .
مسأله 1434
اگر بعد از شروع به نماز بین مأموم و امام ، یا بین مأموم و کسی که مأموم به واسطه او متصل به امام است ، پرده یا چیز دیگری که پشت آنرا نمیتوان دید فاصله شود ، نمازش فرادی میشود و صحیح است .
 

مسأله 1435
اگر بین جای سجده مأموم و جای ایستادن امام بقدر گشادی بین دو قدم فاصله باشد اشکال ندارد ، ونیز اگر بین انسان و مأمومی که جلوی او ایستاده و بوسیله او به امام متصل است به همین مقدار فاصله باشد نمازش اشکال ندارد ، و احتیاط مستحب آن است که جای سجده ماموم با جای کسی که جلوی او ایستاده ، هیچ فاصله نداشته باشد .
مسأله 1436
اگر مأموم به واسطه کسی که طرف راست یا چپ او اقتدا کرده به امام متصل باشد و از جلو به امام متصل نباشد ، چنانچه باندازه گشادی بین دو قدم هم فاصله داشته باشند نمازش صحیح است .
مسأله 1437
اگر در نماز ، بین مأموم و امام یا بین مأموم و کسی که مأموم به واسطه او به امام متصل است بیشتر از یک قدم بزرگ فاصله پیدا شود نمازش فرادی میشود و صحیح است .
مسأله 1438
اگر نماز همه کسانی که در صف جلو هستند تمام شود یا همه نیت فرادی نمایند ، اگر فاصله باندازه یک قدم بزرگ نباشد نماز صف بعد بطور جماعت صحیح و اگر بیشتر از این مقدار باشد فرادی میشود و صحیح است .
مسأله 1439
اگر در رکعت دوم اقتدا کند ، قنوت و تشهد را با امام میخواند و احتیاط آن است که موقع خواندن تشهد انگشتان دست و سینه پا را به زمین بگذارد و زانوها را بلند کند ، و باید بعد از تشهد با امام برخیزد و حمد و سوره را بخواند ، واگر برای سوره وقت ندارد ، حمد را تمام کند و در رکوع یا سجده خود را به امام برساند ، یا نیت فرادی کند و نمازش صحیح است ، ولی اگر در سجده به امام برسد ، بهتر است که احتیاطا نماز را دوباره بخواند .
مسأله 1440
اگر موقعی که امام در رکعت دوم نماز چهار رکعتی است اقتدا کند ، باید در رکعت دوم نمازش که رکعت سوم امام است بعد از دو سجده بنشیند و تشهد را به مقدار واجب بخواند وبرخیزد ، و چنانچه برای گفتن سه مرتبه تسبیحات وقت ندارد ، یک مرتبه بگوید و در رکوع یا سجده خود را به امام برساند .
مسأله 1441
اگر امام در رکعت سوم یا چهارم باشد و مأموم بداند که اگر اقتدا کند و حمد را بخواند به رکوع امام نمیرسد ، بنابر احتیاط واجب باید صبر کند تا امام به رکوع رود ، بعد اقتدا نماید .
مسأله 1442
اگر در رکعت سوم یا چهارم امام اقتدا کند ، باید حمد و سوره را بخواند و اگر برای سوره وقت ندارد ، باید حمد را تمام کند ودر رکوع یا سجده خود را به امام برساند ، ولی اگر در سجده به امام برسد ، بهتر است که احتیاطا نماز را دوباره بخواند .
مسأله 1443
کسی که میداند اگر سوره را بخواند در رکوع به امام نمیرسد ، باید سوره را نخواند ولی اگر خواند نمازش صحیح است .
مسأله 1444
کسی که اطمینان دارد که اگر سوره را شروع کند یا تمام نماید به رکوع امام میرسد ، احتیاط واجب آن است که سوره را شروع کند یا اگر شروع کرده تمام نماید .
مسأله 1445
کسی که یقین دارد ، اگر سوره را بخواند به رکوع امام میرسد ، چنانچه سوره را بخواند و به رکوع نرسد نمازش صحیح است .
مسأله 1446
اگر امام ایستاده باشد و مأموم نداند که در کدام رکعت است میتواند اقتدا کند ، ولی باید حمد و سوره را به قصد قربت بخواند و اگر چه بعد بفهمد که امام در رکعت اول یا دوم بوده ، نمازش صحیح است .
مسأله 1447
اگر به خیال این که امام در رکعت اول یا دوم است حمد و سوره نخواند و بعد از رکوع بفهمد که در رکعت سوم یا چهارم بوده نمازش صحیح است . ولی اگر پیش از رکوع بفهمد ، باید حمد و سوره را بخواند و اگر وقت ندارد ، فقط حمد را بخواند و در رکوع یا سجده خود را به امام برساند .
مسأله 1448
اگر به خیال این که امام در رکعت سوم یا چهارم است حمد و سوره بخواند و پیش از رکوع یا بعد از آن بفهمد که در رکعت اول یا دوم بوده ، نمازش صحیح است .
مسأله 1449
اگر موقعی که مشغول نماز مستحبی است جماعت برپا شود ، چنانچه اطمینان ندارد که اگر نماز را تمام کند به جماعت برسد ، مستحب است نماز را رها کند و مشغول نماز جماعت شود . بلکه اگر اطمینان نداشته باشد که به رکعت اول برسد مستحب است به همین دستور رفتار نماید .
مسأله 1450
اگر موقعی که مشغول نماز سه رکعتی یا چهار رکعتی است جماعت برپا شود ، چنانچه به رکوع رکعت سوم نرفته و اطمینان ندارد که اگر نماز را تمام کند به جماعت برسد . مستحب است به نیت نماز مستحبی نماز را دو رکعتی تمام کند و خود را به جماعت برساند .
مسأله 1451
اگر نماز امام تمام شود و مأموم مشغول تشهد یا سلام اول باشد ، لازم نیست نیت فرادی کند .
مسأله 1452
کسی که یک رکعت از امام عقب مانده وقتی امام تشهد رکعت آخر را میخواند ، میتواند برخیزد و نماز را تمام کند و یا انگشتان دست و سینه پا را به زمین بگذارد و زانوها را بلند نگهدارد و صبر کند تا امام سلام نماز را بگوید وبعد برخیزد .
شرایط امام جماعت
مسأله 1453
امام جماعت باید بالغ و عاقل و شیعه دوازده امامی و عادل و حلال زاده باشد و نماز را بطور صحیح بخواند و نیز امام جماعت بنابر احتیاط واجب باید مرد باشد و اقتداء کردن به بچه ممیز حتی اقتداء کننده نیز بچه ممیز باشد اشکال دارد .
مسأله 1454
امامی را که عادل میدانسته ، اگر شک کند به عدالت خود باقی است یا نه ، میتواند به او اقتدا نماید .
مسأله 1455
کسی که ایستاده نماز میخواند ، نمیتواند به کسی که نشسته یا خوابیده نماز میخواند اقتدا کند . و کسی که نشسته نماز میخواند نمیتواند به کسی که خوابیده نماز میخواند اقتدا نماید .
مسأله 1456
کسی که نشسته نماز میخواند ، میتواند میتواند به کسی که نشسته نماز میخواند اقتدا کند ولی بنا بر احتیاط واجب کسی که خوابیده است نباید به کسی که نشسته و یا خوابیده نماز میخواند اقتدا نماید .
مسأله 1457
اگر امام جماعت به واسطه عذری با تیمم یا با وضوی جبیره‌ای نماز بخواند ، میشود به او اقتدا کرد ولی اگر به واسطه عذری با لباس نجس نماز میخواند بنا بر احتیاط واجب نباید به او اقتدا کرد .
مسأله 1458
اگر امام مرضیدارد که نمیتواند از بیرون آوردن بول و غائط خودداری کند بنابر احتیاط واجب ، نمیشود به او اقتدا کرد و نیز زنی که مستحاضه نیست نمیتواند به زن مستحاضه اقتدا نماید .
مسأله 1459
بنابر احتیاط واجب کسی که مرض خوره یا پیسی دارد ، نباید امام جماعت شود .
احکام نماز جماعت
مسأله 1460
موقعی که مأموم نیت میکند ، باید امام را معین نماید . ولی دانستن اسم او لازم نیست ، مثلا اگر نیت کند اقتدا میکنم به‌امام حاضر نمازش صحیح است .
مسأله 1461
مأموم باید غیر از حمد وسوره همه چیز نماز را خودش بخواند ، ولی اگر رکعت اول یا دوم او رکعت سوم یا چهارم امام باشد ، باید حمد و سوره را بخواند .
مسأله 1462
اگر مأموم در رکعت اول و دوم نماز صبح و مغرب و عشا صدای حمد و سوره امام را بشنود ، اگر چه کلمات را تشخیص ندهد ، باید حمد و سوره را نخواند واگر صدای امام را نشنود ، مستحب است حمد وسوره بخواند ولی باید آهسته بخواند و چنانچه سهوا بلند بخواند اشکال ندارد .
مسأله 1463
اگر مأموم بعضی از کلمات حمد و سوره امام را بشنود ، احتیاط واجب آن است که حمد و سوره را نخواند .
مسأله 1464
اگر مأموم سهوا حمد وسوره بخواند ، یا خیال کند صدائی را که میشنود صدای امام نیست و حمد و سوره بخواند وبعد بفهمد صدای امام بوده ، نمازش صحیح است.
مسأله 1465
اگر شک کند که صدای امام را میشنود یا نه ، یا صدائی بشنود و نداند صدای امام است یا صدای کس دیگر ، میتواند حمد و سوره بخواند .
مسأله 1466
مأموم باید در رکعت اول و دوم نماز ظهر و عصر حمد و سوره نخواند و مستحب است به جای آن ذکر بگوید .
مسأله 1467
مأموم نباید تکبیره الاحرام را پیش از امام بگوید بلکه احتیاط واجب آن است که تا تکبیر امام تمام نشده تکبیر نگوید .
مسأله 1468
اگر مأموم پیش از امام عمدا هم سلام دهد نمازش صحیح است .
مسأله 1469
اگر مأموم غیر از تکبیره الاحرام و سلام چیزهای دیگر نماز را پیش از امام بگوید اشکال ندارد . ولی اگر آنها را بشنود ، یا بداند امام چه وقت میگوید ، احتیاط مستحب آن است که پیش از امام نگوید .
مسأله 1470
مأموم باید غیر از آنچه در نماز خوانده میشود ، کارهای دیگر آن ، مانند رکوع و سجود را با امام یا کمی بعد از امام بجا آورد . و اگر عمدا پیش از امام یا مدتی بعد از امام انجام دهد ، معصیت کرده ولی نمازش صحیح است اما اگر در حال قرائت امام به رکوع رود نمازش باطل میشود و نیز اگر دو رکن پشت سرهم از امام جلو یا عقب بیفتد بنا بر احتیاط واجب باید نماز را تمام کند ودوباره بخواند اگر چه بعید نیست نمازش صحیح باشد و فرادی شود .
مسأله 1471
اگر سهوا پیش از امام سر از رکوع بردارد ، چنانچه امام در رکوع باشد ، باید به رکوع برگردد و با امام سر بردارد و در این صورت زیاد شدن رکوع که رکن است نماز را باطل نمیکند ولی اگر به رکوع برگردد و پیش از آن که به رکوع برسد ، امام سر بردارد نمازش باطل است .
مسأله 1472
اگر اشتباها سر بردارد وببیند امام در سجده است باید به سجده برگردد و چنانچه در هر دو سجده این اتفاق بیفتد برای زیاد شدن دو سجده که رکن است نماز باطل نمیشود .
مسأله 1473
کسی که اشتباها پیش از امام سر از سجده برداشته هر گاه به سجده برگردد ، و هنوز به سجده نرسیده امام سر بردارد ، نمازش صحیح است ولی اگر در هر دو سجده این اتفاق بیفتد ، نماز باطل است .
مسأله 1474
اگر اشتباها سر از رکوع یا سجده بردارد و سهوا یا به خیال این که به امام نمیرسد ، به رکوع یا سجده نرود ، نمازش صحیح است .
مسأله 1475
اگر سر از سجده بردارد وببیند امام در سجده است چنانچه به خیال این که سجده اول امام است ، به قصد این که با امام سجده کند به سجده رود و بفهمد سجده دوم امام بوده ، باید بنابر احتیاط نماز را تمام کند و از سر بخواند . و اگر به خیال این که سجده دوم امام است به سجده رود و بفهمد سجده اول امام بوده ، احتیاط آن است که نماز را فرادی تمام نماید اگر چه میتواند متابعت امام را بکند و به سجده رود و نماز را تمام کند .
مسأله 1476
اگر سهوا پیش از امام به رکوع رود و طوری باشد که اگر سر بردارد به مقداری از قرائت امام میرسد ، چنانچه سر بردارد و با امام به رکوع رود نمازش صحیح است .
مسأله 1477
اگر سهوا پیش از امام به رکوع رود و طوری باشد که اگر برگردد به چیزی از قرائت امام نمیرسد ، احتیاط واجب آن است که سر بردارد و با امام نماز را تمام کند و نمازش صحیح است و اگر سر بر ندارد تا امام برسد نمازش صحیح است.
مسأله 1478
اگر پیش از امام به سجده رود ، احتیاط واجب آن است که سر بردارد و با امام به سجده رود و اگر بر نداشت نمازش صحیح است .
مسأله 1479
اگر امام در رکعتی که قنوت ندارد اشتباها قنوت بخواند ، یا در رکعتی که تشهد ندارد اشتباها مشغول خواندن تشهد شود مأموم نباید قنوت و تشهد را بخواند ولی نمیتواند پیش از امام به رکوع رود ، یا پیش از ایستادن امام بایستد بلکه باید صبر کند تا قنوت و تشهد امام تمام شود و بقیه نماز را با او بخواند . چیزهائی که در نماز جماعت مستحب است
مسأله 1480
اگر مأموم یک مرد باشد ، مستحب است طرف راست امام بایستد و اگر زن باشد ، مستحب است در طرف راست امام طوری بایستد که جای سجده‌اش مساوی زانو یا قدم امام باشد و اگر یک مرد و یک زن یا یک مرد و چند زن باشند مستحب است مرد طرف راست امام و باقی پشت سر امام بایستند و اگر چند مرد یا چند زن باشند مستحب است مردها عقب امام و زنها پشت مردها بایستند .
مسأله 1481
اگر امام و مأموم هر دو زن باشند احتیاط آن است که امام کمی جلوتر بایستد .
مسأله 1482
مستحب است امام در وسط صف بایستد و اهل علم و کمال و تقوی در صف اول بایستند .
مسأله 1483
مستحب است صفهای جماعت منظم باشد وبین کسانی که در یک صف ایستاده‌اند فاصله نباشد وشانه آنان ردیف یکدیگر باشد .
مسأله 1484
مستحب است بعد از گفتن قد قامت الصلاه مأمومین برخیزند .
مسأله 1485
مستحب است امام جماعت حال مأمومی را که از دیگران ضعیف‌تر است رعایت کند و عجله نکند تا افراد ضعیف باو برسند و نیز مستحب است قنوت و رکوع و سجود را طول ندهد ، مگر بداند همه کسانی که به او اقتدا کرده‌اند مایلند .
مسأله 1486
مستحب است امام جماعت در حمد و سوره و ذکرهائی که بلند میخواند صدای خود را به قدری بلند کند که دیگران بشنود ، ولی باید بیش از اندازه صدا را بلند نکند .
مسأله 1487
اگر امام در رکوع بفهمد کسی تازه رسیده و میخواهد اقتدا کند مستحب است رکوع را دو برابر همیشه طول بدهد و بعد برخیزد ، اگر چه بفهمد کس دیگری هم برای اقتدا وارد شده است . چیزهائی که در نماز جماعت مکروه است
مسأله 1488
اگر در صفهای جماعت جا باشد ، مکروه است انسان تنها بایستد .
مسأله 1489
مکروه است مأموم ذکرهای نماز را طوری بگوید که امام بشنود .
مسأله 1490
مسافری که نماز ظهر و عصر و عشا را دو رکعت میخواند مکروه است در این نمازها به کسی که مسافر نیست اقتدا کند و کسی که مسافر نیست مکروه است در این نمازها به مسافر اقتدا نماید.